علمی-اجتماعی
|
||||||||||||||||
شنبه 5 اسفند 1391برچسب:, :: 1:0 :: نويسنده : شمیلا سیامکی
دو شی نورانی با رنگهای بسیار زیبای ابی و سبز و قرمز به اندازه یک میله حدود 20 سانتی دیدم که با فاصله چند ثانیه از بالای درخت ازاد ما با حرکتی چرخشی ارام پشت دروازه اهنی نرده ای ما فرود امد (در تاریکی شب که برقها قطع شده بود ) از ترس از روی ایوان به اتاق رفتم و از پنجره با ترس و لرز بیرون را نگاه می کردم که کسی نوری ارسال کرده یا نه ولی از بالای درخت به سمت دروازه ما امدند با هیچ چراغ دستی و منبع نور عادی نمی شود این کار را کرد..بعد از این که چند دقیقه ای گذشت با ترس و لرز برای مادرم گفتم ایشان گفتند می خواستی صلوات بفرستی . خواهرم نیز دیده بود که دو شی نورانی یکی ماه و دیگری ستاره با یکدیگر پشت پنجره بازی می کردند ووقتی یکی از انها متوجه می شود که خواهرم انها را دیده به خواهرم نگاه می کند و خواهرم با ترس و وحشت تمام چشمانش را می بندد و بعد از چند دقیقه که باز می کند می بیند نیستند و به خانم مومنی که از اقوام است و این در خانه انها اتفاق افتاده بود می گوید می گوید صلوات بفرست و بخواب. مردم معتقدند که اینها امامزاده ها هستند که در شبهای خاصی به دیدن امامزاده های دیگر می روند. نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |